english-best german-best
pack-kamel german-khodamuz
pack-film german-pack
pack-farsi free-german
dastan french-best
ielts french-khodamuz
toefl french-pack
listening free-french

 

 قابلیتهای اپلیکیشن جامع آموزش زبان دلفین (مخصوص اندروید)

شامل زبانهای مختلف از جمله : انگلیسی ، آلمانی، فرانسوی (در حال تکمیل)

امکان دانلود، نصب و استفاده از محصولات آموزشی متنوع از زبانهای مختلف.

با قابلیت هایلات هوشمند، متن ها را همراه با صوت آنها به راحتی و بدون سردرگمی مطالعه کنید.

 پشتیبانی قوی و بروزرسانی های متعدد

همراه با دو اپلیکیشن مجزا دیکشنری و جعبه لایتنر

نمایش دیکشنری (انگلیسی به فارسی، انگلیسی به انگلیسی) با زدن روی هر کلمه

و امکانات بی شمار دیگر...

برای اطلاعات بیشتر و نصب رایگان این اپلیکیشن بر روی دکمه زیر کلیک کنید : 

هم اکنون رایگان نصب کنید

لغات آزمون ielts

توسط | اکتبر 21, 2014
امتیاز بدهید!
[تعداد: 17    میانگین: 3.5/5]

بعد از معرفی کلی از آزمون آیلتس و ویژگی های کلی این آزمون از این پس در سایت ، پست های قرار داده شده به دو قسمت تقسیم می شوند ، در دسته اول پست ها به لغات آزمون ielts می پردازیم و در دسته دیگر از پست ها به معرفی منابع معتبر این آزمون می پردازیم و هر یک از منابع را به طور مجزا بررسی می کنیم و برخی از منابع را برای دانلود در اختیار بازدیدکنندگان سایت رپید لرن قرار می دهیم.

در این پست به واژگان پیشرفته آیلتس می پردازیم و به تدریج این لغات را کامل می کنیم. در هر پست تعدادی از کلمات را قرار می دهیم. سعی کنید هر روز همین تعداد لغت آیلتس را حفظ کنید تا به مرور لغات در ذهن شما به خوبی جای بگیرند وبه حافظه دراز مدت شما سپرده شوند. اگر هر روز تعداد محدود و ثابتی لغت را یاد بگیرید در عرض چند ماه دامنه لغات شما به حد بسیار قابل قبولی می رسد. اما متاسفانه بسیاری از زبان آموزان این قاعده را رعایت نمی کنند و در روز های اول که تصمیم به یادگیری می نمایند ، هر روز حجم بسیار بالایی از واژگان را می خواهند حفظ کنند. این روش معمولا نهایتا بیشتر از 2 یا 3 هفته به صورت مستمر طول نمی کشد و زبان آموز بعد از مدت کوتاهی خسته می شود و در یادگیری خود وققه می اندازد تا اینکه در نهایت به طور کلی خواندن را تعطیل میکند!  به قول معروف "رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود… رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود"

 

 

abhor

انزجار داشتن از ، متنفر بودن از ، تنفر داشتن از ، منزجر بودن از

Ex: I abhor someone who is constantly changing channels with a remote while I'm trying to read in the same room.

 

abjure

خودداری کردن از، برگشتن (از) ،دست برداشتن از ، ترک کردن

Ex: In vain, the entire family tried to importune him to abjure gambling

تمام اعضای خانواده بیهوده به او التماس می کردند دست از قمار بازی بردارد

 

abortive

بی حاصل ، بیهوده ، بی فایده ، نافرجام ، عقیم

Ex: The divers made an abortive attempt to rescue the dog from the murky waters

 

abound 

فراوان بودن ، فراوان داشتن ، پر بودن از

Ex: The western plains used to abound with bison before those animals were slaughtered by settlers

در گذشته دشت های غرب (آمریکا)  پر بود از گاومیش هایی که بعدها  توسط مهاجران سفید پوست به طور بی رویه ای شکار شدند.

 

abrogate

لغو کردن ، منحل کردن ، بر چیدن

Ex: The wealthy uncle decided to abrogate his inane nephew's sinecure

عموی ثروتمند تصمیم گرفت که پست تشریفاتی برادرزاده نادان خود را منحل اعلام کند

 

abstemious

میانه روی ، حد نگهدار ، خویشتندار -در خوردن غذا

Ex: Coach Fischer issued issued a fiat that required that his players be abstemious

مربی فیشر دستوری صادر کرد که بازیکنان را ملزم می کرد در خوردن غذا و … میانه روی کنند

 

absurd

پوچ ، مسخره ، مضحک ، خنده دار

Ex: The teacher felt like laughing after he heard Sally's absurd excuse for not having done her homework

معلم بعد از اینکه بهانه خنده دار سالی را برای انجام ندادن تکالیفش شنید، خنده اش گرفت

 

access

راه دسترسی ، دستیابی ، دسترسی

Ex: Once the druggist had beed duped into opening the store, the addict gained access to the pep pills.

بعد از اینکه فروشنده دارو خام شد و داروخانه را باز کرد معتاد توانست به قرص های نیروزا دست پیدا کند

 

accommodate

لحاظ کردن ، در نظر گرفتن، همساز کردن ، سازگار شدن ، وفق دادن

Ex: A quarrel precipitated when the dietician refused to accommodate the patient's special needs

وقتی متخصص رژیم غذایی نیازهای خاص بیمار را نادیده گرفت، مشاجره ای بین آن دو رخ داد

 

accomplice

همدست ، شریک ، شریک جرم

Ex: Although he was judged a minor accomplice, the driver had actually played an integral part in planning the crime

اگر چه طبق نظر قاضی ، راننده شریک جرم ثانویه محسوب شد اما در واقع او نقش اساسی در طرح جنایت داشت

 

accost

مخاطب ساختن ، نزدیک شدن به

Ex: If a surly panhandler should accost you, keep on walking

اگر گدایی بداخلاق به شما نزدیک شد به راه خود ادامه دهید

 

acknowledge

اعتراف کردن ، پذیرفتن ، قبول کردن ، تصدیق کردن

Ex: Monte refused to acknowledge the extrinsic pressures that were causing him to do poorly in his sophomore year

مونته به فشار های برونی که باعث شد نتواند در سال دوم دانشکده خوب درس بخواند، اعتراف نکرد

 

acme

اوج ، کمال، قله ، آخرین سیستم

Ex: At the acme of his power, the dictator was obsessed with the belief that those who dissented were trying to usurp his position

دیکتاتور در اوج قدرت، این فکر به ذهنش خطور کرد که مخالفانش سعی دارند مقام او را غصب کنند

 

acrimonious

گزنده ، تلخ ، شنیدار

Ex: We tried to ignore her acrimonious comments, but that took considerable restraint

سعی کردیم نظرات تلخ و گزنده او را نادیده بگیریم اما این مسئله نیاز به خویشتنداری زیادی داشت

 

acute

شدید، مبرم ، جدی ، تیز ، باهوش

Ex: After the catastrophe, there was an acute need for emergency housing

بعد از بروز فاجعه نیاز شدیدی به اسکان اضطراری (آسیب دیدگان) احساس می شد.

 

adamant

قاطع ، انعطاف پذیر ، جدی

Ex: The umpire was adamant about his decision to call the runner out

داور در تصمیمش مبنی بر اخراج دونده، قاطع بود

 

adherent

طرفدار ، حامی ، پشتیبان ، هوادار

Ex: The disgruntled adherent switched his loyalty to the opposition party

هوادار ناراضی به حزب مخالف پیوست و نسبت به آن وفادار شد

 

admonish

ملامت کردن ، هشدار دادن ، سرزنش کردن ، اخطار دادن

Ex: I suspect that my father will admonish me for coming home late

فکر می کنم پدرم بابت دیر آمدن به خانه مرا ملامت کند

 

adroit

ماهر ، استاد ، وارد

Ex: My nephew is quite adroit at making model airplanes

برادر زاده ام / خواهر زاده ام در ساخت ماکت هواپیما مهارت زیادی دارد

 

advent

ظهور ، ورود ، پیدایش ، آمدن ، شروع

Ex: With the advent of mandatory safety inspections, some of the more decrepit automobiles have been eradicated

 

در هر پست از این قسمت آموزشی 20 لغت ielts را همراه با مثال در اختیار شما قرار میدهیم. حفظ کردن روزانه 20 لغت می تواند هم از نظر کمیت و هم از نظر کیفیت یادگیری بسیار مناسب برای هر زبان آموزی باشد. توجه کنید اگر هر روز همین مقدار را که به نظر کم می رسد را حفظ نمایید و کارتان مداوم باشد در عرض 3 ماه ، توانسته اید 1800 لغات ضروری را حفظ نمایید که دامنه لغتی بسیار مناسبی محسوب می شود.

2 thoughts on “لغات آزمون ielts

  1. مهدی

    ضمن تشکر از زحماتتان بابت مطالب پرباری که در سایت گذاشتید، میخوام بگم که جملات بسیار زیبا و همراه با لغات تازه برای من بودند. ولی حیف که تعداد جملات فقط 20 تا میباشد. اگر ممکن است جملاتی تازه منتشر کنید و یا برایم ایمل کنید.

    Reply

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.